
به کجا چنین شتابان، سحر ای نسیم جاری
گذری به باغ ما کن که دم مسیح داری
به کدام امیدواری در دوستان بکوبم
غم خویش با تو گویم که طبیب غمگساری
به خدا اگر بیایی اثر از خزان نماند
تو نهایت امیدی تو بدایت بهاری
چه شود که گاهگاهی نظری کنی به حالم
که به جان بی قراران همه راحتی، قراری
.......اللهم عجل لولیک الفرج.......

