يك روز كه پيغمبر(ص)
از گرمى
تابستان
همراه على مى‏رفت
در سايه نخلستان
ديدند كه زنبورى
از لانه خود زد پر
آهسته فرود آمد
بر دامن پيغمبر(ص)
بوسيد عبايش را
دور قدمش پر زد
برخاك كف پايش
صد بوسه ديگر زد