منطق فازی؛ کاربرد در زمینه احتمال خطر حسابرسی و نبود اطمینان
مقدمه
حسابرسان عموماً احتمال خطر را برحسب ضرایب احتمال توصیف می کنند. احتمال خطر در نتیجه نبود اطلاعات که خود منجربه نبوداطمینان (ابهام) میشود، به وجود میآید. نبود اطمینان (ابهام) زمانی ایجاد میشود که اطلاعات ناقص باشد و از آنجایی که اطلاعات از راههای مختلفی نقص مییابد، حسابرسان نیز باگونههای متفاوتی از نبود اطمینان (ابهام) روبه رو خواهند شد. این مقاله قصد دارد گونههای متفاوت نبود اطمینان (ابهام) را تشریح روشی نسبتاً جدید را در برخورد با نبوداطمینان با عنوان منطق فازی معرفی کند. منطق فازی و تئوری مجموعههای فازی کمک شایان توجهی در ایجاد، توسعه و بالندگی هوش مصنوعی داشته است و این توان بالقوه را دارد که حسابرسان را در زمینه اندازهگیری و مدیریت احتمال خطر حسابرسی و نبوداطمینان در محیط حسابرسی، کمک کند.
حسابرسان عموماً سه جزء از احتمال خطر را در مدل احتمال خطر حسابرسی شناسایی میکنند:
احتمال خطرذاتی (IR)، احتمال خطر رخ دادن یک خطای (تحریف) بااهمیت در یک حساب یا گروهی از معاملات به دلیل ماهیت آنها که بتواند به تنهایی یا در مجموع با خطاها و یا تحریفهای موجود در سایر حسابها یا گروههای معاملات، بااهمیت باشد و با فرض اینکه برای آن کنترل داخلی وجود نداشته باشد.
احتمال خطر کنترل (CR)، احتمال خطر رخ دادن یک خطا (تحریف) بااهمیت در یک حساب یا گروه معاملات و گزارههای مربوط به آنها و پیشگیری یا کشف نشدن بموقع آن توسط سیستم کنترل داخلی.
احتمال خطر کشف نشدن DR))، احتمال خطر آنکه حسابرس با اجرای روشهای حسابرسی به این نتیجه برسد که اشتباه و یا تحریف بااهمیتی در حساب یا قلم مورد رسیدگی وجود ندارد، درحالی که حساب یا قلم مزبور در واقع دارای اشتباه و یا تحریف بااهمیت باشد.
احتمال خطر حسابرسی (AR)، ترکیبی از سه عنصر احتمال خطر ذاتی، احتمال خطر کنترل و احتمال خطر کشف نشدن و رابطه آنها به شرح زیر است1983) ,AICPA):
AR = IR * CR * DR
هریک از این سه جزء به وسیله ضریب احتمال نظری یا ضریب احتمال وقوع یک خطا اندازهگیری میشوند.
چنین ضرایب احتمالی طی سالها به منظور اندازهگیری و تشریح احتمال خطر مورد استفاده قرار گرفته است و تا نیمه دهه 60 19 تنها ابزار قابل استفاده در این زمینه بود، اما امروز چندین ابزار و روش جدید به منظور اندازه گیری و تشریح نبود اطمینان (ابهام) ابداع شده و قابل استفاده هستند.
در این نوشتار کوشش می شود تا با تشریح تئوری جدید نبود اطمینان (ابهام) یعنی منطق فازی و توضیح این مطلب که چگونه ممکن است این تئوری به چرخه کاربردی حسابرسی وارد شود، ابزارهای رسیدگی حسابرسان توسعه یابد.